تبليغاتX

***** مدير وبلاگ:فريدون اسدي ***** لطفا ديدگاه ها فراموش نشه ***** wWw.FERI.BLOGFA.cOm ***** با درود و خسته نباشيد خدمت تمامي بازديدکنندگان گرامي ***** به وبلاگ (دين زرتشت و ايران سرزمين جاويد) خوش آمديد *****

دین زرتشت و ایران سرزمین جاوید

مطالبی در مورد دین مقدس زرتشت و ایران سرزمین جاوید






.:.:.:. wWw.FERI.blogfa.cOm .:.:.:.  

http://irapic.com/uploads/1220051636.jpg
نوشته شده توسط فریدون | لينک ثابت | موضوع: |

.:.:.:. گالری تصاویر .:.:.:. 

http://irapic.com/uploads/1220093595.jpg

http://irapic.com/uploads/1220082638.jpg

http://irapic.com/uploads/1220099299.jpg

http://irapic.com/uploads/1220095339.jpg

http://irapic.com/uploads/1220296771.jpg

http://irapic.com/uploads/1220056443.jpg

http://irapic.com/uploads/1220342580.jpg

http://irapic.com/uploads/1220082472.jpg

http://irapic.com/uploads/1220099279.jpg

http://irapic.com/uploads/1220071920.jpg

نوشته شده توسط فریدون | لينک ثابت | موضوع: |

چرا باید به ایران افتخار کنیم؟  

چرا باید به ایران افتخار کنیم؟

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع کرد ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که اسب را به جهان هدیه کردند ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که حیوانات خانگی را تربیت کردند و جهت بره مندی از آنان استفاده کردند ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که مس را کشف کردند ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که آتش را در جهان کشف کردند ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند ایرانیان بودند در شهر سیلک در اطراف کاشان.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که کشاورزی را جهت کاشت و برداشت کشف کردند ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که سکه را در جهان ضرب کردند ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که کشتی یا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان یکی از پادشاهان زن ایرانی.

 

آیا میدانید: اولین ارتش سواره نظام در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران, ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی شیشه را کشف کردند ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی زغال سنگ را کشف کردند ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین مردمانی که مقیاس سنجش اجسام را کشف کردند ایرتنیان بودند.

 

آیا میدانید: اولین که به کرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند.

 

آیا میدانید: کلمه شاه راه از راهی که کورش کبیر بین سارد پایتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده است.

 

آیا میدانید: کورش کبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام کورپولیس که خجند امروزی نام دارد.

 

آیا میدانید: کورش پس از فتح بابل به مبعد مردوک رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشتو در همان معبد که بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری کرد.

 

آیا میدانید: اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط کورش کبیر در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد.

 

آیا میدانید: دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت،ساخته شد.

 

آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

 

آیا میدانید: کمبوجیه فرزند کورش به دلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عضر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پردخته بود، با 250 سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و به دلیل آمدن قحطی در مصر مقدار بسیار زیادی غله وارد مصر کرد.اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد.او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

 

آیا میدانید: داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران را بر سر نهاد و برای همین مناسبت دو نوع سکه طرح دار با نام داریک (طلا) و سیکو (نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد.

 

آیا میدانید: داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سواد آموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعد ها خط پهلوی نام گرفت.(داریوش به حق مطعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلوتر از خود می اندیشید)

 

آیا میدانید: داریوش در پاییز و زمستان 518- 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری به روی کاغذ آورد.

 

آیا میدانید: دایوش پس از تصرف بابل 25000 یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد.

 

آیا میدانید: داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاه راه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت.

 

آیا میدانید: اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس سه سال طول کشید و کل ساخت کاخ؟؟ سال به طول انجامید.

 

آیا میدانید: داریوش برای ساخ کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25000 کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استاد کار هر 5 روز یک بار یک سکه طلا (داریک) میداده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن- کره- عسل و پنیر میداده است و هر ده روز یک بار استراحت داشتند.

 

آیا میدانید: داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا و مزد میداده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده.این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگرا نبه بیگاری مشغول بوده اند بدو نپرداخت مزد که با شلاغ نیز همراه بوده است.

 

آیا میدانید: تقویم کنونی (ماهی 30 روز ) به دستور داریوش پایه گزاری شد و او حیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی دنی تون بسیج کرده بود.بر طبق تقویم جدی داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است.

 

آیا میدانید: داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند.

 

آیا میدانید: داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه- وزارت آب- سازمان املاک- سازمان اطلاعات- سازمان پیت و تلگراف(چاپارخانه) را بنیان نهاد.

 

آیا میدانید: اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد.

 

آیا میدانید: داریوش برای جلوگیری ارز قهطی آب در هندوستان که جزوی از امپراتوری ایران بوده سدی عظیم به روی رود سند بنا نهاد.

 

آیا میدانید: فیثا غورث که به دلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد.

 

آیا میدانید: در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سر تا سر ایران بسط داد.او در سال آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت.

 

یاد آنان گرامی باد شاید ما ذره ای میهن پرستی را از آنان بیاموزیم

گردآورنده:فریدون اسدی

نوشته شده توسط فریدون | لينک ثابت | موضوع: |

زندگینامه کورش بزرگ و متن حقوق بشر 

زندگینامه کورش بزرگ در ادامه مطلب

http://irapic.com/uploads/1220710875.jpg

 

ادامه مطلب


 

متن حقوق بشر کورش بزرگ


http://irapic.com/uploads/1220109412.jpg

اينك كه به ياري مزدا تاج سلطنت ايران، بابل وكشورهاي چهارگانه را برسر گذاشته ام اعلام مي كنم « تا روزي كه زنده هستم و اهورامزدا پادشاهي را به من ارمغان مي كند كيش و آيين و باورهاي مردماني را كه من پادشاه آنها هستم را گرامي بدارم و نگذارم كه فرمانروايان و زير دستان من كيش و آيين و دين و روش مردمان ديگر راپست بدارند ويا آنهارا بيازارند.

من كه امروز افسر پادشاهي را برسر نهاد ه ام ، تاروزي كه زنده هستم ومزدا پادشاهي را به من ارزاني كرده هرگز فرمانروايي خود را بر هيچ مردماني به زور تحميل نكنم و در پادشاهي من هر ملتي آزاد است كه مرا به شاهي خود بپذيرد يا نپذيرد و هرگاه نخواهد. مراكه ، پادشاه ايران وبابل وكشورهاي رابعه هستم ، نخواهم گذاشت كه كسي به ديگري ستم كند و اگر كسي ناتوان بود و براو ستمي رفت من از وي دفاع خواهم كرد و حق اورا گرفته و به او پس خواهم داد وستمكاران را به كيفر خواهم رساند.

من تاروزي كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت كسي مال و اموال ديگري را با زور ويا هر روش ، نادرست ديگري از او بدون پرداخت ارزش واقعي آن بگيرد.

من تا روزي كه زنده هستم نخواهم گذاشت كسي ،كسي را به بيگاري بگيرد وبه او مزد نپردازد.من اعلام مي كنم كه هر كس آزاد است هر دين و آييني را كه ميل دارد برگزيند ودر هر جا كه مي خواهد سكونت نمايدوبه هر گونه كه معتقد است عبادت كند و معتقدات خود را به جا آورد وهر كسب و كاري را كه مي خواهد انتخاب نمايد ، تنها به شرطي كه حق كسي را پايمال ننمايد و زياني به حقوق ديگران وارد نسازد.

من اعلام مي كنم هر كس پاسخگوي اعمال خودمي باشد هيچ كس را نبايد به انگيزه اينكه يكي از بستگانش خلاف كرده است مجازات كرد واگر كسي از دودمان يا خانواده اي خلاف كرد تنها همان كس به كيفر برسد وبا ديگر مردمان و خانواده كاري نيست.

تا روزي كه من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده و يا نامهاي ديگر بفروشند واين رسم زندگي بايد از گيتي رخت بر بندد.

از مزدا مي خواهم كه مرا در تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و ممالك چهارگانه گرفته ام پيروز گرداند.


وصیت نامه کوروش بزرگ


http://irapic.com/uploads/1220083735.jpg

پس از مرگ بدنم را موميای نكنيد

و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد

زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا

ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد

چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود

از همه پارسيان و هم‌پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند

و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند

 

فرزندان من،

دوستان من

من اكنون به پايان زندگی نزديك گشته‌ام

من آن را با نشانه‌های آشكار دريافته‌ام

وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس

در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد،

زيرا من به هنگام كودكی ، جوانی و پيری بخت‌يار بوده‌ام،

هميشه نيروی من افزون گشته است آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمی‌كنم كه از هنگام جوانی ناتوان‌ترم

من دوستان را به خاطر نيكويی‌های خود خوشبخت

و دشمنانم را فرمان‌بردار خويش ديده‌ام

زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود

من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز می‌گذارم

اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ،

خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم

حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم

در اين هنگام كه به سرای ديگر می‌گذرم،

شما و ميهنم را خوشبخت می‌بينم

و از اين رو می‌خواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند

مرگ چيزی است شبيه به خواب

در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود

پس اگر چنين بود كه من انديشيدم،

به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ،

اما اگر اين چنين نبود،

آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست

و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست

بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد

من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست می‌دارم ولی فرزند بزرگترم كه

آزموده‌تر است كشور را سامان خواهد داد

فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پرورده‌ام كه پيران را آزرم داريد

و كوشش كنيد تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند

تو كمبوجيه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی،

تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت

دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌تری هستند

همواره حامی كيش يزدان پرستی باش،

اما هيچ قومی را مجبور نكن

كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه

هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند

هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد

و اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد

از كژی و ناروايی بترسيد

اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ،

ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ،

ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت

و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد

من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم

نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت

و از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود

به نام خدا و نياکان درگذشته‌ی ما،

ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد

پيكر بی‌جان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد

چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اين‌همه چيزهای نغز و زيبا می‌پرورد آميخته گردد

من همواره مردم را دوست داشته‌ام

و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت می‌بخشد آميخته گردم

هم‌اكنون درمی يابم که جان از پيكرم می‌گسلد

اگر از ميان شما كسی می‌خواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد،

تا هنوز جان دارم نزديك شود

و هنگامی كه روی خود را پوشاندم،

از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند،

حتی شما فرزندانم

پس از مرگ بدنم را موميای نكنيد

.:.:. به واپسين پند من گوش فرا داريد

اگر می‌خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد .:.:..

 


وصيت نامه داريوش بزرگ


http://irapic.com/uploads/1220051240.jpg

 اينك كه من از دنيا مي روم بيست وپنج كشور جزو امپراتوري ايران است و در تمام اين كشور ها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن كشور ها داراي احترام هستند و مردم كشور ها نيز در ايران داراي احترام مي باشند. جانشين من خشايار بايد مثل من در حفظ اين كشور ها بكوشد و راه نگهداري اين كشور ها اين است كه در امور داخلي آنها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد.

اكنون كه من از اين دنيا مي روم دوازده كرور زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد. زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش كه تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينكه از آن بكاهي. من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند. اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان. مادرت آتوسا برمن حق دارد. پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن.

ده سال است كه من مشغول ساختن انبار هاي غله در نقاط مختلف كشور هستم. من روش ساختن اين انبار ها را كه با سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه است در مصر آموختم و چون انبار ها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبار ها چند سال مي ماند بدون اينكه فاسد شود و تو بايد پس از من به ساختن انبار هاي غله ادامه دهي تا اينكه همواره آذوقه دو يا سه سال كشور در آن موجود باشد و هر ساله پس از اينكه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبار ها براي تامين كسر خواروبار استفاده كن و غله جديد را بعد از اينكه بوجاري شد به انبار منتقل نما. به اين ترتيب تو هرگز براي آذوغه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشكسالي شود.خود رامملكتي ار. براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافي است. چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نامشروع نمايند، نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوست بنمايل

تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگ بسيار اهميت دارد تو بايد آن كانال را به اتمام برساني. عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند.

اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينكه در اين قلمرو ايران، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني. با يك ارتش نيرومند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند.

توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده. چون هردوي آنها آفت سلطنت هستند پس بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نكن. براي اينكه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و تو اگر اين قانون را حفظ كني عمال حكومت يا مردم زياد تماس نخواهند داشت.
افسران وسربازان ارتش را راضي نگه دار و با آنها بدرفتاري نكن. اگر با آنها بد رفتاري كني آنها نخواهند توانست معامله
ي متقابل كنند. اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد. ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد. تلافي آنها اينطور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينكه وسيله شكست خوردن تو را فراهم نمايند.

امر آموزش را كه من شروع كرده ام ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينكه فهم وعقل آنها بيشتر شود و هر قدر كه فهم و عقل آنها بيشتر شود، تو با اطمينان بيشتري ميتواني سلطنت كني. همواره حامي كيش يزدان پرستي ب دارد پيروي نمايد.
بعد از اينكه من زندگي را بدرود گفتم
، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه خود فراهم كرده ام بر من پيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را كه موجود است مسدود نكن تا هرزماني كه ميتواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي، من كه پدر تو و پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست وپنج كشور سلطنت ميكردم،مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد، زيرا سرنوشت آدمي اين است كه بميرد. خواه پادشاه بيست وپنج كشور باشد يا يك خاركن. هيچ كس در اين جهان باقي نمي ماند. اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني، غرور وخود خواهي برتو غلبه نخواهد كرد. اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو كه قبر مرا مسدود نمايند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اينكه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند.

زنهار، زنها. اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و راي صادر نمايد. زيرا كسي كه مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست برندار. زيرا اگر دست از آباد كردن برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت. زيرا قاعده اين است كه وقتي كشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود. در آباد كردن، حفر قنات و احداث جاده و شهر سازي را در درجه اول اهميت قرار بده.

عفو وسخاوت را فراموش نكن و بدان كه بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت. ولي عفو فقط موقعي بايد به كار بيفتد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري ستمي كرده باشد و تو خطاكار را عفو كني، ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي.

بيش از اين چيزي نمي گويم و اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو در اينجا حاضر هستند كردم تا اينكه بدانند قبل از مرگ، من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد، زيرا احساس مي كنم كه مرگم نزديك شده است.

از سلسله پندهاي تاريخي

 

نوشته شده توسط فریدون | لينک ثابت | موضوع: |

ايران،سرزمين اهورايي  

زندگی نامه نادر شاه افشار

http://irapic.com/uploads/1220116315.jpg

گذری بر زندگی نادر شاه افشار:

نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایرانی بعد از اسلام است ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد. زمانی که افغان ها و روسیه ای ها و عثمانی ها از اطراف به ایران حمله کرده بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود نادرشاه به همراه عده ای سوار به طهماسب صفوی که به کین پدر برخواسته بود ملحق گشت و فتّنه های داخلی راازبین برده وکشور را از چند دستگی خارج نمود و افغانها را بیرون کرد، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادرشاه در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران به دلیل عدم توانایی خویش به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت. نادرشاه با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقازکه در اشغال نیروهای روس بود رفت که با کمال تعّجب دید سربازان روسی خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته بودند در مسیر بازگشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران((بزرگان)) از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پشت پرده خاندان صفوی بود.و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدوی آمدند و خبر آوردند که مجلس به صلاحیّت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادرشاه همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش ببندد. او سه بار به پادشاه هند اخطار نمود که افسران اشرف- افغان را که به طور تقریبی800 نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقش داشتند را به دولت ایران تحویل دهد که به علّت عدم انجام این کار سپاه ایران از رود سند گذشت و به سوی هندوستان تاخت وآنجا را تسخیر نمود و سرانجام 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت: ((ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت.)) محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادرشاه از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار اونادرشاه گفت: جوانان ایرانی به کتاب نیازمندند سالها حضور بیگانه باعث نابودی تاریخ مکتوب ما را شده است محمد گورکانی ازدرخواست وی متعجّب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادرشاه هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملّی ایرا ن در بانک مرکزی است . نادرشاه افشار12 سال سطنت نمود و در سال 1160 به وسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از 15 سالگی تا 25 سالگی به همراه مادرش در بردگی اُزبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اُردوگاه اُزبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادی خواهی همپیمان گشت...

در اینجا گزیده ای از سخنان پندآموز نادر شاه افشار پادشاه ایران زمین را تقدیم می کنم:

نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر دو طرف میدان به حقّ خویش قانع باشند.

نادر شاه افشار : سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام .

نادر شاه افشار : تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم .

نادر شاه افشار : باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ .

نادر شاه افشار : از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است.

نادر شاه افشار : اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جایی نخواهد رسید .

نادر شاه افشار : خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود .

****

نادر شاه افشار : وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند .

****

نادر شاه افشار : هر سربازی که بر زمین می افتد و روح اش به آسمان پر می کشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران تنها عاملی است که فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند ...

****

نادر شاه افشار : شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است .

****

نادر شاه افشار : فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود .

****

نادر شاه افشار : کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .

****

نادر شاه افشار : هنگامی که برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم کشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی که تنها به دنبال حفظ کشور و امنیت آن است .

****

نادر شاه افشار : لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم .

****

نادر شاه افشار : برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم .

****

نادر شاه افشار : گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند .

****

نادر شاه افشار :کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم .

 


تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است.


http://irapic.com/uploads/1220064853.jpg

 ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار دیگری را بنام تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تالار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان دیگری را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .

معماری هخامنشی ، هنری است از نوع تلفیق و ابداع که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.


http://irapic.com/uploads/1220081848.jpg

 

تخت جمشید

 

اسناد تخت جمشید و کارگران مزد بگیر
در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد .
بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت .
زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرهای زیبا ، اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است .
کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند .

گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت.

img/daneshnameh_up/9/98/Takhtejamshid5.jpg

اسکندر مقدونی در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید.
تاریخنگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکن